![]() |
![]() |
|
دلم گرفته است دیر زمانیست با کسی درد و دل نکرده ام کسی را برای درد و دل نداشتم تمامی آشنایانم با من بیگانه اند و تمام دوستان با من غریب کسی از آنها چون من نبود که حرف مرا بفهمد آنها را با درد من آشنایی نبود پس هیچشان نگفتم با خود گفتم همه چیز را نباید گفت شاید کسی باشد که از چشمانم بخواند ولی هیچ نخواندند دیگر تنهایی مرا بس است سکوتم را می شکنم در این پهنه بی کران حرف دل را فریاد می کنم شاید آن دیر آشنا نیز حرف مرا بشنود شاید کسی بر زخمم مرحم نهد آری می گویم، با تمام وجود ، بی واهمه "من از این زندگی ام بریده ام زندگی مال شما من دگر هیچ نمی خواهم جز یکی کنج خموش گوشه ای خلوت و دنج خلوتی تا به ابد" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:41 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
وبلاگ شخصی حامد بهادرزاده
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
هر چه میخواهم ... خود خودم دولابی دل یتا یزی لوتوس یکی از اون وریها لوک خوش شانس |
|
RSS
|