تبليغاتX
دوتا کلوم گف دل - درد و دل

دلم گرفته است

دیر زمانیست با کسی درد و دل نکرده ام

کسی را برای درد و دل نداشتم

تمامی آشنایانم با من بیگانه اند و تمام دوستان با من غریب

کسی از آنها چون من نبود که حرف مرا بفهمد

آنها را با درد من آشنایی نبود

پس هیچشان نگفتم

با خود گفتم همه چیز را نباید گفت

شاید کسی باشد که از چشمانم بخواند

ولی هیچ نخواندند 

دیگر تنهایی مرا بس است

سکوتم را می شکنم

در این پهنه بی کران حرف دل را فریاد می کنم

شاید آن دیر آشنا نیز حرف مرا بشنود

شاید کسی بر زخمم مرحم نهد

آری می گویم، با تمام وجود ، بی واهمه

"من از این زندگی ام بریده ام

زندگی مال شما

من دگر هیچ نمی خواهم

جز یکی کنج خموش

گوشه ای خلوت و دنج

خلوتی تا به ابد"

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:41  توسط حامد |