تبليغاتX
دوتا کلوم گف دل
ی چن وختی ه که دلم برا مدرسه تنگ شده، برا شما را نمی دونم ولی برا من مدرسه خونه اولم بود.
یادم یوختی که مامانم مخواس تهدیدم کنه مگف فردا نمذازم بیری مدرسه.
یادش بخیر تو دوران مدرسه خوش مگذروندم که بعدا ناراحت نباشم که عمرما حدر دادم، حالا میبینم اقه خوش گذروندم که همش دلم براش تنگمشه. چکارای که ما تو این مدرسه نکردم.


از رختن تو دفتر مشاور و زیر و روی پروندا را دروردن تا من واکسن مزنم تو... جطور.
از خراب کاری تو ازمایشکاه و  سز کار هشتن میر جلیلی ، تا پارتی گرفتن بالا دفتر معلما.
از سر به سر سبحانی هشتن و در شدن تو کلاس، تا رفتن تو پارک هفت تیر.
از ورق بازی کردن تو نماز خونه تا فوتبال بازی کردن تو نمازه خونه.
از عکس گرفتن از نماز معلما(در یک حالت خاصی بودن، بعد ها کلی غبته خوردم که چرا عکسا پاک کردم) تو روز افطاری ، تا هر سال افطاری دادن روز قبل عید فطر.
از سریال بعد افطار دیدن تو دفتر ( یک بازیگر محبوب(ز.ا) در این سریال بود، انشالا که از بهران خارج شده باشه) تا فیلم فاینال دیستنیشن دیدن قبل افطار.
از جشن گرفتن و ادای معلما را جلو خودشون دروردن تا حرمت یه چیزایی را سر کلاس نگر نداشتن(بیچار محسن فقط سرش درد مکرد).
از جک گفتن برا سبحانی تا سوت زدن و خودن سر کلاس سنجاب.
از من حیث لمجموع تا  من از اولش گفتم.
از پیچوندن نماز تا سوپر خاور.
از بوفه ماشالا تا گارد بوفه.

یادش بخیر، خداییش خیلی بچا نجیبی بودم.

یخده هم شما بگت
 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:40  توسط حامد | 

دلم گرفته،
دیه درم کم میارم
تو این مدت اقدر زیر فشار بودم که درم له مشم
با کوچکترین چیزی به گریه میفتم
یکاری کردم که توش موندم
خیلی برا جبرانش سعی کردم ولی خدا نخواست
من همه زورم را زدم ولی همه چی لحظه آخر هم موخورد
دعا کنت آخرین امیدم دیه نا امید نشه
فقط برام دعا کنت
نپرست چرا و چطو
اینایی که خوندت بین خودون بمونه
خیر سرم آخه خودومونی
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:38  توسط حامد | 

دلم گرفته است

دیر زمانیست با کسی درد و دل نکرده ام

کسی را برای درد و دل نداشتم

تمامی آشنایانم با من بیگانه اند و تمام دوستان با من غریب

کسی از آنها چون من نبود که حرف مرا بفهمد

آنها را با درد من آشنایی نبود

پس هیچشان نگفتم

با خود گفتم همه چیز را نباید گفت

شاید کسی باشد که از چشمانم بخواند

ولی هیچ نخواندند 

دیگر تنهایی مرا بس است

سکوتم را می شکنم

در این پهنه بی کران حرف دل را فریاد می کنم

شاید آن دیر آشنا نیز حرف مرا بشنود

شاید کسی بر زخمم مرحم نهد

آری می گویم، با تمام وجود ، بی واهمه

"من از این زندگی ام بریده ام

زندگی مال شما

من دگر هیچ نمی خواهم

جز یکی کنج خموش

گوشه ای خلوت و دنج

خلوتی تا به ابد"

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:41  توسط حامد | 

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

فروغ فرخزاد

دکلمه همین شعر با صدای خسرو شکیبایی(حتما دانلود کنت):

آفتاب می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 11:42  توسط حامد |